تبليغاتX
مجمع وبلاگ نویسان بندرگز


کمی بخندیم ... !؟

 
چقدر خنده داره که يک ساعت عبادت در پیشگاه حضرت حق اینقدر دير و طاقت فرسا ميگذره ولي ۶۰ دقيقه بازي يک تيم فوتبال مثل برق و باد ميگذره !

چقدر خنده داره که ۱۰۰ هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسيار هنگفتي به چشم میآد اما وقتي که با همون مقدار پول به خريد ميريم کم اصلا به چشم نمياد !

چقدر خنده داره که يه ساعت عبادت در مسجد طولاني به نظر مياد اما يه ساعت نشستن پای یه فیلم آبدار و سرشار از صحنه هایی که یه بند توهین به ارزشهاست و حتی مقدسات ما رو به بازی میگیره به سرعت ميگذره !

چقدر خنده داره که موقع دعا کنيم هر چي فکر ميکنيم چيزي به فکرمون نمي ياد تا بگيم اما وقتي که به نماز میایستیم تازه یادمون میآد کارهای روزمره عقب افتاده و ... و همینطور موقع غیبت کردن هيچ مشکلي نداريم !

چقدر خنده داره که وقتي مسابقه ورزشي تيم محبوبمان به وقت اضافه ميکشه لذت ميبريم و از هيجان تو پوست خودمون نميگنجيم ! اما وقتي که مراسم دعا و خطابه و هیئت یه مقدار طولاني ميشه شکايت ميکنيم و آزرده خاطر ميشيم !

چقدر خنده داره که خوندن يه جزء و يا حتی یه صفحه از قرآن سخته اما خوندن ۱۰۰ صفحه از پرفروشترين کتاب رمان دنيا مثلا " هری پاتر " آسونه !

چقدر خنده داره که سعي ميکنيم رديف جلو صندليهاي يک کنسرت يا مسابقه رو بر خودمون رزرو کنيم اما چه حکمتیه که به آخرين صفهاي نماز جماعت تمايل داريم !

چقدر خنده داره که براي عبادت و کارهاي مذهبي هيچ وقت زمان کافي در برنامه روزمره خود پيدا نميکنيم اما براي بقيه کارهامون سعي ميکنيم تو آخرين لحظه هم که شده انجامشون بديم !

چقدر خنده داره که شايعات روز نامه ها رو به راحتي باور ميکنيم اما کلام خداوند در قرآن رو به سختي باور ميکنيم !

چقدر خنده داره که همه مردم ميخوان بدون اينکه به چيزي اعتقاد پيدا کنن و يا کاري در راه خدا انجام بدن به بهشت برن !

چقدر خنده داره که وقتي یه جوک از طريق پيام کوتاه تلفن همراهمون به ديگران ارسال ميکنيم به سرعت آتشي که در جنگلي انداخته شود همه جا را فرا ميگيرد اما وقتي که سخن و پيام الهي رو ميشنويم دو برابر در مورد گفتن و يا نگفتن اون فکر ميکنيد !

خنده داره . اينطور نيست ؟!

 

داريد مي خنديد ؟

 

داريد فکر ميکنيد ؟

اين حرفارو به گوش بقيه هم برسونيد و از خداوند سپاس گذار باشيد
که او خداي اعلي و دوست داشتني است

 خنده داره ...... نه ؟  تاسف آوره !

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 17:15  توسط کربلایی  | 

بصائر بندرگز .... يا اميرالمؤمنين

سخنان ناب از معلم بلاغت

عقل:

بیشتر زمین خوردنهای عقل آنجاست که برقع طمع جستن می کند .

عصبانیت :

عصبانیت نوعی دیوانگی است . زیرا دارنده این چنین حالتی بزودی پشیمان می شود و اگر پشیمان نگردد ، نشانۀ آن است که دیوانگی او ریشه دار است .

صبر و شکیبایی:

کسی را که شکیبایی نرهاند ، بی قراری هلاک می کند .

امنیت :

سعادت در امنیت است زیرا شخص بیمناک معنی زندگی را نمی فهمد .

ادب :

یتیم کسی نیست که پدرش مرده باشد بلکه یتیم کسی است که از عقل و ادب عاری و بی بهره باشد .

قرض:

از قرض بپرهیز، چون قرض تو را دروغگو و پیمان شکن می سازد.

روزگار:

روزگار دو روز است روزی به نفع تو و روزی به ضرر تو . چون به سودت شود مغرور مشو و چون به زیان تو گردید غم مخور که به هر دوی آن آزمایش شوی.

امانت:

امانت را بپرداز گرچه به کشندۀ فرزندان پیغمبران باشد

خودستایی:

زشت ترین راست گفتن آن است که انسان خودستایی کند .

.

یاحق و التماس دعا

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 11:8  توسط کربلایی  | 

 

۴ دسته انسان ...

دکتر علی شریعتی انسانها را به چهار دسته تقسیم کرده است :

۱.    آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند

عمده آدمها . حضورشان مبتنی بر فیزیک است . تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند .

۲.     آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند

مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند . بی شخصیت‌اند و بی اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌اشان یکی است .

۳.     آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند

آدمهای معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند. کسانی که هماره به خاطر ما می‌مانند . دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم .

۴.     آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هستند

شگفت انگیز ترین آدمها . در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم. اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم . باز می‌شناسیم . می فهمیم که آنان چه بودند. چه می گفتند و چه می خواستند. ما همیشه عاشق این آدمها هستیم . هزار حرف داریم برایشان . اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد .

....
دوستان عزیز معلوم هست کجائید ؟! این خونه چرا سوت و کوره ؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 20:31  توسط کربلایی  | 

" غیرت و شهوت "

سلام دوستان خوب ؛ مدتّي بود به جهت مشغله فراوان و خصوصاً امتحانات ترم ‌تابستان شرف حضور نداشتيم ولي امروز كه فرصت دست داد و خدمت رسيدم ديدم ساير رفقا هم مثل حقير سرشون شلوغه و ...
خلاصه اينكه بنا دارم در حالي كه به شبهاي قدر نزديك مي‌‌شيم يك نكته‌اي از فرمايش شاه مردان مولا علي (ع) تقديم عزيزان كنم به اين اميد كه مورد استفاده قرار بگيره ، انشالله تعالي .

.
به نظر شما آیا دو کلمـه شهوت و غیرت با هم رابطه‌ای دارند ؟
.
من ميگم دارند اونم رابطه‌ای محکمتر از دوستی خاله خرسه ...
ميپرسيد چطوري ؟
معلومه ! شهوت یعنی هر کس هر چقدر که میخواد به خواهر و مادر مردم نگاه " شهوت‌آميز و گناه آلود " بکنه و در مقابل هم سايرين ايضاً ...
مولا علی (ع) میفرمایند : هرکس از روی شهوت به ناموس دیگران نگاه کند به همان شکل به ناموس خودش نگاه میشود ... لا اله الا الله ...

و غیرت یعنی ناموس دیگران و مثل ناموس خودت بدونی ... یعنی چی ؟

داداش من! فاصله غیرت و شهوت به اندازه یه تار موست ...
سعی کن پاره‌اش نکنی ...
خیلی باید بی غیرت باشی که بفروشیش ...
ناموست ...
ناموست ...
ناموست ...
ولی اگه یه روز نه ! یه ساعت نه ! یه دقیقه ترکش کنی ؛ تو اوج شهوت شیرینی مناجات با عشقت و پیدا میکنی ...
تو رو به حضرت زینب خدای حیا و عفت یه بار فقط یه دقیقه تو اوج اوج اوج لذت ... جايي كه ميتوني به يك صحنه محرك نگاه بكني و هيچكس هم حضور نداره ... بيا و يك دفعه امتحان كن ... چطوري ؟! ... چشماتو ببند و سرت رو پايين بنداز و بگو خدايا بخاطر تو از اين صحنه و از اين گناه ميگذرم ... پا بگذار روي نفس ...
هان ! قربون تو برم ... ببين خدا چطوري جبران ميكنه ...
انشالله اگه آزمايش كردي و خدا بهت نگاه كرد و از فرش پر كشيدي به عرش ! ...
ما رو هم دعا کن ...
.
ياحق و التماس دعا

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 18:21  توسط کربلایی  | 

بسم رب الشهداء و الصدیقین

از یادمان شهید مهدی سالیکنده برگشته ام ، يكي زنگ زد كه آقا قرار بود بياي فلان كار را انجام دهي ، چند تا كار داشتم كه مي خواستم انجام بدهم كه فراموش كردم . راستش ، بعد از تماشاي نماهنگي ماهرانه و تاثيرگذار بود (، برنامه بعدش هم پذيرايي مختصري با شربت بود ) ، زدم بيرون از مسجد و از توي شهر كمي پياده روي كردم و با خودم بودم ، گويي داشتم از شهر فرار مي كردم ، خلاصه محفل شور و حالي بود و دلم  . . .  .

خلاصه ، بوي پرواز در دلم پيچيد !

خلاصه ،  . . . 

.

.

.

          .

شهيد مهدي ساليكنده 

 

بوي پرواز

 

 

ما كه حالا چنين زمين گيريم

روزگاري در آسمان بوديم

بال پروازمان كه وا مي شد

مي پريديم و بي نشان بوديم

 

خواب بوديم و خوب مي ديديم

پاك بوديم و پاك مي رفتيم

متدين بدون بار گناه

زير خروار خاك مي رفتيم

 

همه در زير سايه قرآن

همه مشغول زندگي بوديم

لحظه هاي جواني خود را

در مناجات و بندگي بوديم

 

بر سر شانه هايمان هر شب

كيسه هاي كريم مي برديم

نان افطار سفره هامان را

از براي يتيم مي برديم

 

لقمه ناني كه بود مي خورديم

كي به فكر غذاي فردا بود

اهل از خودگذشتگي بوديم

دلمان دل نبود دريا بود

 

هر شب جمعه كنج خانه مان

سر سجاده دعا بوديم

با همان ذكر السلام عليك

زاير صحن كربلا بوديم

 

هر كجا خيمه مي زديم با خود

كوله بار اميد مي برديم

شاد بوديم از اين كه هر لحظه

روي شانه شهيد مي برديم

 

نا گهان بين ناگهاني ها

پاي شيطان به خانه ها وا شد

عطر سجاده هايمان هم رفت

جبريل از كنارمان پا شد

 

ناگهان بين ناگهاني ها

باد آمد بهارمان را برد

بوي پرواز رفت و همراهش

بوي آغوش يارمان را برد

 

كم كم از يا خدا كه دور شديم

روزي آسمانمان كم شد

هي دويديم ار پي دنيا

ولي از سفره نانمان كم شد

 

كاروان رفت و عده اي رفتند

عده اي هم به چاه افتادند

عده اي در مسير خود ماندند

عده اي بين راه افتادند

 

عده اي رفته و شهيد شدند

عده اي بي بها عزيز شدند

عده اي تا خدا سفر كردند

عده اي هم اسير ميز شدند

 

از دل زندگي مابوي

عمر بي استفاده مي آيد

از سر سفره هاي ما حالا

بوي خمس نداده مي آيد

 

اي شهيدان صحن مسجد ارك ( عرش )

خوش به حال شما و بال شما

پيش ارباب ياد ما هستيد ؟

منم و غبطه وصال شما

 

بايد اين روز هاي پاييزي

يك نفر با بهار برگردد

از براي نجات اين دنيا

وارث ذوالفقار برگردد

 

با هزاران اميد مي گوييم

آفتابا با امام ما برگرد

يا اباالغوث يا ابا صالح

جان زهرا تو را خدا برگرد

 

                 علي اكبر لطيفيان


شرمنده ، شهيدان شرمنده روي تان ، منم و غبطه وصال شما !

شرمنده ، مرا هم به مشهد ببريد ! گرچه ناپاكم به خون پاكم كنيد !

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 0:12  توسط همشهری  | 

فـضـیـلـت ازدواج

زن و مرد مکمل یکدیگرند

این را بدانیم که هیچ کدام – نه زن  و نه مرد – بدون ازدواج – هرچند از نظر علم و ایمان و فضایل اخلاقی بالا برود – به کمال مطلوب نمی رسد.

جنس مذکر و مونث به یکدیگر نیاز دارند ، چه از لحاظ روحی و چه از لحاظ جسمی و هر کدام به تنهایی ناقص اند.

قرآن زن و مرد را ( لباس ) یکدیگر می داند:

زنان لباس شما مردانند و شما مردان لباس زنهائید.(سوره بقره آیه 187)

انسان بدون لباس ، نمی تواند در جامعه با سر افرازی زندگی کند.

لباس زینت انسان است و همسران نیز زینت یکدیگرند.

فلسفه ازدواج

امکان دارد بعضی افراد که فلسفه ازدواج را درک نکرده باشند بگویند:

( ما شهوت جنسی خودمان را از راه های گوناگون دیگر -غیر از ازدواج – رفع می کنیم ، دیگر چه نیازی به پذیرش مسئولیت ازدواج هست ؟ )

در پاسخ اینگونه افراد باید گفت: ره آورد ازدواج ، فقط رفع نیاز جنسی نیست ، بلکه یکی از فایده های ازدواج است .

ازدواج تعهد در برابر همسر و خانواده را در پی دارد و از انسان یک شخصیت اجتماعی می سازد.

ازدواج بزرگواری و احساس مسولیت اجتماعی به ارمغان آورده و بسیاری از لیاقت ها و استعداد های نهفته درونی او را بارور می کند .
.
به امید اینکه دوستان عزیز هرچه زودتر در جرگه طیور درآمده و اصطلاحاْ قاطی مرغها شوند !!!

سلامتی همه عاملین به سنت حسنه رسول خدا (ص) صلوات .

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 10:9  توسط کربلایی  | 

علی علیه‌السلام اسوه عدل ، کمال و راستی

 ياعلي مدد

پیشوای اول شیعیان ، مولود کعبه،حضرت علی (ع) برخوردار از ویژگیها و فضایل خاصی است که توجه به هر یک از آنها بر این نکته تأکید دارد که آن حضرت الگویی شاخص در زمینه‌هایی چون عدالت، کمال و راستی است.
حضرت علی ( ع ) نخستین فرزند خانواده هاشمی است که پدر و مادر او هر دو فرزند هاشم هستند . پدرش ابوطالب فرزند عبدالمطلب فرزند هاشم بن عبد مناف و مادر او فاطمه دختر اسد فرزند هاشم بن عبد مناف است.
خاندان هاشمی به لحاظ فضایل اخلاقی و صفات عالیه انسانی در قبیله قریش و این طایفه در طوایف عرب ، زبانزد خاص و عام بوده است .
فتوت، مروت، شجاعت و بسیاری از فضایل دیگر اختصاص به بنی هاشم داشت و هر یک از این فضیلتها در مرتبه عالی در وجود مبارک حضرت علی ( ع ) بوده است .
فاطمه دختر اسد به هنگام درد زایمان راه مسجدالحرام را در پیش گرفت و خود را به دیوار کعبه نزدیک ساخت و گفت: " خداوندا ! به تو و پیامبران و کتابهایی که از طرف تو نازل شده اند و نیز به سخن جدم ابراهیم سازنده این خانه ایمان راسخ دارم . پرودگارا ! به پاس احترام کسی که این خانه را ساخت و به حق کودکی که در رحم من است ، تولد این کودک را بر من آسان فرما !
لحظه ای نگذشت که دیوار جنوب شرقی کعبه در برابر دیدگان عباس بن عبدالمطلب و یزید بن تعف شکافته شد . فاطمه وارد کعبه شد و دیوار به هم پیوست .
فاطمه تا سه روز در شریفترین مکان گیتی میهمان خدا بود و نوزاد خویش را سیزدهم رجب سی ام عام الفیل به دنیا آورد .
دختر اسد از همان شکاف دیوار که دوباره گشوده شد بیرون آمد و گفت " پیامی از غیب شنیدم که نامش را «علی» بگذار ."
حضرت علی (ع) تا سه سالگی نزد پدر و مادرش به سر برد و از آنجا که خداوند می خواست ایشان به کمالات بیشتری نائل آید، پیامبر اکرم ( ص) وی را از بدو تولد تحت تربیت غیر مستقیم خود قرار داد تا آنکه، خشکسالی عجیبی در مکه واقع شد .
ابوطالب عموی پیامبر، با چند فرزند با هزینه سنگین زندگی روبه رو شد . رسول اکرم (ص) با مشورت عموی خود عباس توافق کردند هر یک از آنان فرزندی از ابوطالب را به نزد خود ببرند تا گشایشی در کار ابوطالب باشد . عباس، جعفر را و پیامبر (ص) نیز علی (ع) را به خانه خود بردند . به این طریق حضرت علی به طور کامل در کنار پیامبر قرار گرفت .
حضرت علی با پیامبر همراه بود، حتی زمانی که پیامبر از شهر خارج می شد و به کوه و بیابان می رفت او را نیز همراه خود می برد .
از دیگر فضایل حضرت علی (ع) این است که او نخستین فرد ایمان آورنده به پیامبر است. ابن ابی الحدید در این باره می گوید" بدان که در میان اکابر و بزرگان و متکلمین گروه " معتزله " اختلافی نیست که علی بن ابیطالب نخستین فردی است که به اسلام ایمان آورده و پیامبر خدا را تأیید کرده است .
جانبازی و فداکاری در میدان جهاد از دیگر خصلتهای حضرت علی (ع) بعد از هجرت است. حضور وی در ۲۶ غزوه از ۲۷غزوه پیامبر از افتخارات آن حضرت است .
ضبط و کتابت آیات وحی شده کلام الهی نیز از دیگر فضایل امیرالمؤمنین است . کتابت وحی و تنظیم بسیاری از اسناد تاریخی و سیاسی و نوشتن نامه های تبلیغی و دعوتی از کارهای حساس و پر ارج امام بود . وی آیات قرآن چه مکی و چه مدنی را ضبط می کرد، به همین علت است که وی را از کاتبان وحی و حافظان قرآن به شمار می آورند .
عمر و ابوبکر با مشورت با سعد معاذ رئیس قبیله اوس دریافتند جز علی کسی شایستگی زهرا (س) را ندارد . به همین دلیل وقتی حضرت علی در میان نخلهای باغ یکی از انصار مشغول آبیاری بود موضوع را با وی در میان گذاشتند و آن حضرت فرمود دختر پیامبر مورد میل و علاقه من است و به سوی خانه رسول به راه افتاد .
وقتی به حضور رسول اکرم رسید، عظمت محضر پیامبر مانع از آن شد که سخنی بگوید، تا اینکه رسول اکرم علت رجوع وی را جویا شد و حضرت علی (ع) با تکیه بر فضایل و تقوا و سوابق درخشان خود در اسلام فرمود : " آیا صلاح می دانید که فاطمه را به عقد من درآورید ؟ "
پس از موافقت حضرت زهرا (س) آن حضرت به دامادی رسول اکرم (ص) نائل آمد .
پیامبر بعد از اتمام مراسم حج در آخرین سال عمر پربرکت خود در راه برگشت، در محلی به نام غدیرخم در نزدیکی جحفه دستور توقف داد، زیرا پیک وحی فرمان داده بود پیامبرباید رسالت خود را به اتمام رساند .
پس از نماز ظهر پیامبر بر بالای منبری از جهاز شتران رفت و پس از گفتگوی با حاضران، فرمود: هر کس من مولا و رهبر او هستم، علی نیز مولا و رهبر اوست، این جمله را سه بار تکرار کرد. پس از این انتخاب مردم به حضرت علی(ع) تبریک گفته و با وی بیعت کردند .
.
التماس دعا

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 20:15  توسط کربلایی  | 

از كدام دسته‌ايـم ؟!

بصائر بندرگز... شهيد حميد باكري

سردار شهید حمید باکری :

دعا کنید خداوند شهادت را نصیب شما کند

در غیر اینصورت زمانی فرا می رسد که جنگ تمام می شود و رزمندگان امروز به سه دسته می شوند :

دسته ای به مخالفت با گذشته خود بر می خیزند و از گذشته خود پشیمان می شوند .

دسته ای راه بی تفاوتی را بر می گزینند و در زندگی مادی غرق می شوند و همه چیز را فراموش می کنند .

و دسته سوم به گذشته خو وفادار می مانند و احساس مسئولیت می کنند که از شدت مصائب و غصه‌ها دق خواهند کرد .

پس از خدا بخواهید که با وصال شهادت از عواقب زندگی بعد از جنگ در امان بمانید .

چون عاقبت دو دسته  اول ختم به خیر نخواهد شد و جزء دسته سوم ماندن بسیار سخت و دشوار خواهد بود .
.
التماس دعا

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 20:50  توسط کربلایی  | 

 

 

Image hosting by TinyPic

 

 

پرنده بر شانه هاي انسان نشست . انسان با تعجب رو به پرنده كرد و گفت : « اما من درخت نيستم ، تو نمي تواني روي شانه من آشيانه بسازي . »

 

پرنده گفت : « من فرق درخت ها و آدم ها را خوب مي دانم . اما گاهي پرنده ها و آدم ها را اشتباه مي گيرم . »

 

انسان خنديد و به نظرش اين خنده دارترين اشتباه ممكن بود .

 

پرنده گفت : « راستي ، چرا پر زدن را كنار گذاشتي ؟» انسان منظور پرنده را نفهميد اما باز هم خنديد .

 

پرنده گفت : « نمي داني ،‌ تو آسمان چه قدر جاي تو خاليست . »

انسان ديگر نخنديد .

 

انگار ته ته خاطراتش چيزي را به خاطر مي آورد . چيزي كه نمي دانست چيست . شايد يك آبي دور . يك اوج دوست داشتني .

 

پرنده گفت : « غير از تو ، پرنده هاي ديگري را هم مي شناسم كه پر زدن از يادشان رفته است . درست است كه پرواز براي يك پرنده ضروري است ، اما اگر تمرين نكند ، فراموش مي شود . »

 

پرنده اين را گفت و پر زد . انسان رد پرنده را دنبال كرد تا اين كه چشمش به يك آبي بزرگ افتاد و به ياد آورد روزي نام اين آبي بزرگ بالاي سرش ، آسمان بود و چيزي شبيه دلتنگي توي دلش موج مي زد .

 

آن وقت خدا بر شانه هاي كوچك انسان دست گذاشت و گفت : « يادت مي آيد ، تو را با دو بال و دوپا آفريده بودم ؟ زمين و آسمان هر دو براي تو بود . اما تو آسمان را نديدي . راستي ، عزيزم ، بالهايت را كجا جا گذاشتي ؟ »

 

انسان دست بر شانه هايش گذاشت و جاي خالي چيزي را احساس كرد .

آن وقت رو به خدا كرد و گريست .

 

                                                             عرفان نظر آهاري

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 12:42  توسط همشهری  | 

حلول ماه پر خير و بركت رجب‌المرجّب بر ميهمانان اين ماه مباركباد


اي دوست بدان که : « رجـب »  نام نهري است در بهشت که از شير سفيدتر است و از عسل شيرينتر .

پس هر کس روزي از ماه رجب را روزه بگيرد ، از آن نهر سيراب خواهد شد .

به فرموده پيامبر گرامي : ماه رجب ، ماه خداست در غايت حرمت و فضيلت . اگر کسي روزي از اين ماه را روزه بگيرد خداي را خشنود و شعله غضب الهي را خاموش نموده است و دري از درهاي جهنم به روي او بسته مي شود . ماه رجب ماه استغفار امت من است . رجب را « اصّب » نيز ناميده اند زيرا در اين ماه ، رحمت خدا بر امت من ريزش مي يابد .

در صحراي محشر که همه دلها نگران و همه چشمها اشکباراست ، آوائي در گوشها طنين مياندازد که : « اين الرّجبيون » کجايند کساني که ماه رجب را محترم شمرده و اعمالي از آن ماه را انجام داده اند ؟

و بدين ترتيب آن افراد ، از ديگران جدا شده و به رضوان الهي داخل مي شوند . باشد که ما نيز فرداي محشر ، مشمول رحمت و غفران الهي واقع گرديم . انشاالله

*************

ليلة الرغائب

اولين شب جمعه ماه رجب را ليلة الرغائب ( شب آرزوها ) مي‌نامند .

در اين شب ملائك بر زمين نزول مي كنند . براي اين شب اعمالي از رسول خدا صلي‌الله عليه وآله ذكر شده است كه فضيلت بسياري دارد و بدين قرار است :

روز پنج شنبه اول آن ماه (در صورت امكان و بلا مانع بودن)  روزه گرفته شود . چون شب جمعه شد ، ما بين نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز اقامه شود كه هر دو ركعت به يك سلام ختم مي شود و در هر ركعت يك مرتبه سوره حمد ، سه مرتبه سوره قدر ، دوازده مرتبه سوره توحيد خوانده شود و چون دوازده ركعت به اتمام رسيد ، هفتاد بار ذكر اللهم صل علي محمد النبي الامي و علي آله گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذكر سبوح قدوس رب الملائكة و الروح گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده هفتاد بار ذكر رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلي الاعظم گفته شود .

در اينجا مي توان حاجت خود را از خداي متعال درخواست نمود . ان شاء الله به هدف استجابت ميرسد .

پيامبر اكرم صلوات الله عليه در فضيلت اين نماز مي فرمايد : كسي كه اين نماز را بخواند ، شب اول قبر خداي متعال ثواب اين نماز را با زيباترين صورت و با روي گشاده و درخشان و با زبان فصيح به سويش مي فرستد . پس او به آن فرد مي گويد : اي حبيب من ، بشارت بر تو باد كه از هر شدت و سختي نجات يافتي . ميّت مي پرسد تو كيستي ؟ به خدا سوگند كه من صورتي زيباتر از تو نديده‌ام و كلامي شيرين تر از كلام تو نشنيده‌ام و بويي بهتر از بوي تو نبوئيده‌ام . آن زيباروي پاسخ ميدهد: من ثواب آن نمازي هستم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردي . امشب به نزد تو آمده ام تا حق تو را ادا كنم و مونس تنهايي تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دميده شود و قيامت بر پا شود ، من سايه بر سر تو خواهم افكند  .

.
التماس دعا

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 21:30  توسط کربلایی  |